:: چرت و پرت های یک هکر ::

!!! دست نوشته های یه هکر از جهنم برگشته !!!

کار پفکی !!!

آبان۹
با سلام …
امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشید …
امروز اومدم که یه واقعه ای که چند روز بود حسابی ما رو درگیر خودش کرده بود رو براتون بگم . شرمنده اگه پر حرفی میشه . حدود چند روز پیش بود که حاج محمد ( یکی از دوستای بسیار بزرگوارم ) آمد و به من گفت که همین چند لحظه ی پیش داشتم با یکی از اساتید گروه صحبت می کردم که صحبت به اینجا کشیده شده که کسی که کار بلده ، نباید بیکار باشه ، حالا چه با مدرک ، چه بی مدرک … بعد گفتش که پیشه اون استاده گفته که یکی رو برات می آرم که نه مدرک داره ، نه درسش خوبه ، نه واحد هاشو خوب پاس کرده ، نه تربیت داره ، نه اخلاق داره !!!! و خیلی چیزای دیگه ، اما کامپیوتر بلده . بعد یه دفعه به من گفت که می خوای یه کار تو یه شرکت خوب داشته باشی ؟؟؟ آقا ما هم که حسابی جا خورده بودیم و البته از خوشحالی یه جاییمون عروسی داشت برگذار می شد !!! ، با کمال میل ظاهری و باطنی قبول کردیم که باهاش صحبت کنیم.کلاس که تمام شد رفتیم درب کلاسه اون استاده و منتظر تا بیرون بیاد.بعد از اینکه کلی دانشجو علاف از دور و برش رفتن ، ما دوتا علاف دیگه رفتیم پیشش … بعد از معرفی و معارفه ، یک دفعه اون استاده گفتش که من کسی رو می خوام که بلد باشه درست و حسابی یه شبکه ببنده و پایاپای دیگر افراد توی شرکت کار کنه . منظورش از شبکه بستن هم تا اونجایی که من فهمیدم ، این بود که تجربه ی کار های عملی توی شبکه رو داشته باشی . از سیم کشی ها تا بستن رک و تنظیمات سوئیچ و روتر و سرور و… آقا ما هم موندیم که چی بگیم . حالا تنظیمات سوئیچ و روتر و سرور کار زیاد مشکلی نیست ، ولی من تا حالا اصلا دستم به آچار کت و بستن منظم رک و این جور چیزا نخورده بود. یه کمی که حرف زدیم به صورت ناگهانی کارمون کشید به مباحث امنیتی. من هم یه چیزایی در مورد اون چیزایی که بلد بودم و خونده بودم براش گفتم.طرف حسابی کف کرده بود که ناگهان به من گفت که اگه بتونی فلان جا رو هک کنی ، مسئولیت تیم امنیت شبکه استانداری کرمانشاه رو بهت می دم !!! … آقا ما که از اون بیشتر کف کرده بودیم ، با تمام قدرت رفتیم خونه و شروع کردیم به کار روی اون سایت. اون شب ، اون سایت بالا نبود ( البته واسه ی من ) حتی با VPN که سرورش توی آلمان هست هم می رفتم ، خبری نبود.رفتم یه مقداری Fingerprinting انجام دادیم و اطلاعات مقدماتی سرور رو در آوردیم.با خودش که صحبت کردم گفت که اونو بی خیال ، برو یک سایت دیگه رو که بهت می گم روش کار کن. آقا ما هم اطاعت امر کردیم و رفتیم رو یه سایت دیگه. آقا حسابی چندتا باگ خفنی از توش در آوردم و در طی یک ایمیل بلند بالای خیلی حرفه ای ، با توضیحات کافی و وافی واسش فرستادم.یکی دو روزی گذشت و هیچ خبری نشد.تو دانشگاه بودیم که یک دفعه خودش با حاج محمد تماس گرفت و گفتش که آقا من از این ایمیل چیزی نفهمیدم !!! . آقا من هم کلی جا خوردم ، آخه کلی ازش تعریف شنیده بودم که خیلی بلده و خیلی حالیشه و مخصوصا توی مباحث شبکه … ولی دیدیم که نه بابا ، اینطوری ها هم نیستش .یکی دو روزه بعد که من سر کلاس درست یابی سیستم های کامپیوتری بودم ، یه دفعه حاج محمد باهام تماس گرفت که بیا بیرون ، فلانی زنگ زده باید بریم شرکتش.آقا ما هم که حسابی جا خورده بودیم ، ترک عادت کردیم و برخلاف همیشه ، از سر کلاس استاد اومدیم بیرون . با حاجی رفتیم شرکت . آقا کلی معطل شدیم تا اومد.بعد از کلی صحبت ، فهمیدیم که بله ، این بنده خدا هم بیشتر مثله بقیه ، کتابی هست تا عملی . بعدش یه وبلاگ نشون ما داد که بیا ببین میشه این رو زد . حالا وبلاگ ماله کجا بود ؟ بلاگفا !!! … آقا ما هم که کلی کفیده بودیم که این بابا ، چه چیزایی از ما می خواد.کاری که فکر نکنم فعلا کسی بتونه سرور بلاگفا رو بزنه . بعدش که رفته بودیم خونه ، دوباره تماس با ما برقرار گشت که بیا یه مقاله اینطوری بنویس در مورد این وبلاگ … گفتم چرا ؟ واسه ی چی می خوایین ؟؟ گفت که شما تو کارت مهارت داری ، می خوام تو رو ببرم دادگستری برای کارشناسی بخش مبارزه با جرایم رایانه ای !!!!! … آقا ما دوباره رفتیم تو کف … سریعا چندتا مبحث خفنی رو براشون نوشتم که البته میشه با اون روش ها کاری کرد ، ولی در بهترین حالات ممکن و در حالتی که کلی تجهیزات جلو دستد باشه . آقا گذشت چند روز و خبری نشد.بعد از چند روز هم که ایشون رو دیدم ، بحث رفت روی مدرک دانشگاه !!! … این همه چرت و پرت براتون گفتم که بگم : زیاد دلخوش کار پیدا کردن تو این دوره زمونه نباشید … خیلی ها ، خیلی چیزها می گن ، ولی شما باور نکنین و بیخودی دلتون رو هم خوش نکنین … این دوره زمونه ، با این وضع مملکتی که ما توشیم ، فقط پارتی می تونه کاری واسه ی آدم بکنه … نه مدرک به درد می خورده و نه علم … فقط پارتی … فقط پارتی … من خودم خیلی ها رو می شناسم که به سر کاری رفتن که اصلا تجربه ای توی اون ندارن و تازه تازه اونجا یاد می گیرن که چیکار کنن . ای روزگاره بد ، دیگه چه می شه کرد …
کوچیک همه ی دوستان … وحید

با سلام …

امیدوارم همیشه سلامت و شاد باشید …

امروز اومدم که یه واقعه ای که چند روز بود حسابی ما رو درگیر خودش کرده بود رو براتون بگم . شرمنده اگه پر حرفی میشه . حدود چند روز پیش بود که حاج محمد ( یکی از دوستای بسیار بزرگوارم ) آمد و به من گفت که همین چند لحظه ی پیش داشتم با یکی از اساتید گروه صحبت می کردم که صحبت به اینجا کشیده شده که کسی که کار بلده ، نباید بیکار باشه ، حالا چه با مدرک ، چه بی مدرک … بعد گفتش که پیشه اون استاده گفته که یکی رو برات می آرم که نه مدرک داره ، نه درسش خوبه ، نه واحد هاشو خوب پاس کرده ، نه تربیت داره ، نه اخلاق داره !!!! و خیلی چیزای دیگه ، اما کامپیوتر بلده . بعد یه دفعه به من گفت که می خوای یه کار تو یه شرکت خوب داشته باشی ؟؟؟ آقا ما هم که حسابی جا خورده بودیم و البته از خوشحالی یه جاییمون عروسی داشت برگذار می شد !!! ، با کمال میل ظاهری و باطنی قبول کردیم که باهاش صحبت کنیم.کلاس که تمام شد رفتیم درب کلاسه اون استاده و منتظر تا بیرون بیاد.بعد از اینکه کلی دانشجو علاف از دور و برش رفتن ، ما دوتا علاف دیگه رفتیم پیشش … بعد از معرفی و معارفه ، یک دفعه اون استاده گفتش که من کسی رو می خوام که بلد باشه درست و حسابی یه شبکه ببنده و پایاپای دیگر افراد توی شرکت کار کنه . منظورش از شبکه بستن هم تا اونجایی که من فهمیدم ، این بود که تجربه ی کار های عملی توی شبکه رو داشته باشی . از سیم کشی ها تا بستن رک و تنظیمات سوئیچ و روتر و سرور و… آقا ما هم موندیم که چی بگیم . حالا تنظیمات سوئیچ و روتر و سرور کار زیاد مشکلی نیست ، ولی من تا حالا اصلا دستم به آچار کت و بستن منظم رک و این جور چیزا نخورده بود. یه کمی که حرف زدیم به صورت ناگهانی کارمون کشید به مباحث امنیتی. من هم یه چیزایی در مورد اون چیزایی که بلد بودم و خونده بودم براش گفتم.طرف حسابی کف کرده بود که ناگهان به من گفت که اگه بتونی فلان جا رو هک کنی ، مسئولیت تیم امنیت شبکه استانداری کرمانشاه رو بهت می دم !!! … آقا ما که از اون بیشتر کف کرده بودیم ، با تمام قدرت رفتیم خونه و شروع کردیم به کار روی اون سایت. اون شب ، اون سایت بالا نبود ( البته واسه ی من ) حتی با VPN که سرورش توی آلمان هست هم می رفتم ، خبری نبود.رفتم یه مقداری Fingerprinting انجام دادیم و اطلاعات مقدماتی سرور رو در آوردیم.با خودش که صحبت کردم گفت که اونو بی خیال ، برو یک سایت دیگه رو که بهت می گم روش کار کن. آقا ما هم اطاعت امر کردیم و رفتیم رو یه سایت دیگه. آقا حسابی چندتا باگ خفنی از توش در آوردم و در طی یک ایمیل بلند بالای خیلی حرفه ای ، با توضیحات کافی و وافی واسش فرستادم.یکی دو روزی گذشت و هیچ خبری نشد.تو دانشگاه بودیم که یک دفعه خودش با حاج محمد تماس گرفت و گفتش که آقا من از این ایمیل چیزی نفهمیدم !!! . آقا من هم کلی جا خوردم ، آخه کلی ازش تعریف شنیده بودم که خیلی بلده و خیلی حالیشه و مخصوصا توی مباحث شبکه … ولی دیدیم که نه بابا ، اینطوری ها هم نیستش .یکی دو روزه بعد که من سر کلاس درست یابی سیستم های کامپیوتری بودم ، یه دفعه حاج محمد باهام تماس گرفت که بیا بیرون ، فلانی زنگ زده باید بریم شرکتش.آقا ما هم که حسابی جا خورده بودیم ، ترک عادت کردیم و برخلاف همیشه ، از سر کلاس استاد اومدیم بیرون . با حاجی رفتیم شرکت . آقا کلی معطل شدیم تا اومد.بعد از کلی صحبت ، فهمیدیم که بله ، این بنده خدا هم بیشتر مثله بقیه ، کتابی هست تا عملی . بعدش یه وبلاگ نشون ما داد که بیا ببین میشه این رو زد . حالا وبلاگ ماله کجا بود ؟ بلاگفا !!! … آقا ما هم که کلی کفیده بودیم که این بابا ، چه چیزایی از ما می خواد.کاری که فکر نکنم فعلا کسی بتونه سرور بلاگفا رو بزنه . بعدش که رفته بودیم خونه ، دوباره تماس با ما برقرار گشت که بیا یه مقاله اینطوری بنویس در مورد این وبلاگ … گفتم چرا ؟ واسه ی چی می خوایین ؟؟ گفت که شما تو کارت مهارت داری ، می خوام تو رو ببرم دادگستری برای کارشناسی بخش مبارزه با جرایم رایانه ای !!!!! … آقا ما دوباره رفتیم تو کف … سریعا چندتا مبحث خفنی رو براشون نوشتم که البته میشه با اون روش ها کاری کرد ، ولی در بهترین حالات ممکن و در حالتی که کلی تجهیزات جلو دستد باشه . آقا گذشت چند روز و خبری نشد.بعد از چند روز هم که ایشون رو دیدم ، بحث رفت روی مدرک دانشگاه !!! … این همه چرت و پرت براتون گفتم که بگم : زیاد دلخوش کار پیدا کردن تو این دوره زمونه نباشید … خیلی ها ، خیلی چیزها می گن ، ولی شما باور نکنین و بیخودی دلتون رو هم خوش نکنین … این دوره زمونه ، با این وضع مملکتی که ما توشیم ، فقط پارتی می تونه کاری واسه ی آدم بکنه … نه مدرک به درد می خورده و نه علم … فقط پارتی … فقط پارتی … من خودم خیلی ها رو می شناسم که به سر کاری رفتن که اصلا تجربه ای توی اون ندارن و تازه تازه اونجا یاد می گیرن که چیکار کنن . ای روزگاره بد ، دیگه چه می شه کرد …

کوچیک همه ی دوستان … وحید

مطالب جدید تر »

برگه ها

پیوندها

دسته ها

آخرین دیدگاه ها

بیا دنبال ما دیگه !!!

ورق ما در کتاب چهره ها !!!